وقتی این عکسو گرفتم و بهش خوب نگاه کردم دیدم کلی حرف و داستان توشه! یعنی هرکدوم از این ۲ تا شخصیت دارن تو ذهن خودشون نسبت به اون یکی چه فکری می کنند؟!!
جوجو و میمی یه روز یه دیت گذاشتند تا همدیگه رو بعد از کلی چت کردن ببینند!!

۱. جوجه: واااااای! این میمی چه خوشگله! تایپ خودمه! بخورمشششش! رنگ سبزشم که با اسکیت هام ست هست! جیگرشو!
میمون: واا! این جوجو چه بد ریخته! آوو! چه بدرنگ هم هست! اصلا ازش خوشم نیومد! باید یه جور بپیچونمش!
۲. جوجه: آه آسمان چه زیباست! هوا دلپذیر است! چقدر همه چیز عاشقانه است! چه گرمایی دارد تن این میمی! دلم میخواهد ساعتها سر بر شانه اش بگذارم و او را بنگرم!
میمون: اوووووف! چه سکسی نشسته! پاهاشو هم داده بالا لامثب! بهش پیشنهاد بدم بریم خونه خالی! جوووووووووون!
۳. جوجه: میمونه چه مشنگ میزنه! یه کم اسکولش کنم کمی بخندم رو حال بیام! فکر میکنه نفهمیدم داره زیر چشمی منو میپاد!
میمون: جوجو قرطی! حالا میخواد واسه من کلاس بذاره با اسکیت و کلاهش میاد ! تو میخوای واسه من پز در کنی؟! همچین پوزتو بزنم که دیگه هوس این سوسول بازی ها به سرت نزنه! فکر میکنه من نفهمیدم خودشو زده به اون راه !
...
و داستان عکسهای ما چگونه است؟!