تبليغاتX
کوچه به کوچه
کوچه به کوچه
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم . . .
جوابیه!

ناصر خالدیان یک وبلاگ نویس ظاهرا نویسنده و از دوستان و همفکران نیک آهنگ کوثر کاریکاتوریست معروف می باشد با درج مطلبی در وبلاگ  نقطه ته خط خود هجمه ناجوانمردانه ای را بر همجنسگرایان آغاز کرد اما ایشان آنقدر شجاعت! نداشت که حای کامنتی باز بگذارد و پاسخ مهملاتشان را دریافت کنند،لذا من به سهم خودم پاسخی را در کامنتهای وبلاگ نیک آهنگ کوثر گذاشتم که به دلیل طولانی بودن چندپاره شد. با کمی تغییرات و اضافات پاسخم را در اینجا می نویسم.

من در ابتدا تاسف عمیق خودم را از این تفکر واقعا به تمام معنا عقب مانده!(به اعتراف خودتان) اعلام میکنم. بنده جوانی همجنسگرا(نه همجنساز!) هستم که در همین مملکت خراب شده نفس میکشم. عنوان دکتر مهندس را هم یدک نمی کشم ، تحصیل کرده ام ، وبلاگ هم مینویسم نه برای تبلیغات، برای آگاهی دادن به نسل قدیم ! گمان نمی بردم از نسل جدید کسی باشد اینچنین از واقعیت دور! شاید این آقای نقطه ته خط عقده از برای دکتر مهندس نشدنشان باعث بی ارزش بودن مطالب ما برایشان شده است؟!
آقای عزیز اگر نقطه شما ته خطتان است به خودتان مربوط است ، جلو و عقب بنده هم به خودم! این حریم شخصی ما است. آنقدر تاریکی چشمانتان را گرفته که متوجه نمی شوید مگر ما از شما در مورد نوع سکستان با همسرتان در رختخواب چیزی گفته ایم!؟  زمانیکه یک نویسنده! از واژه گی تصویر مقعد در ذهن و کلامش جاری می شود چه انتظاری از مردمی که روزنامه و مجله ای را ورق می زنند که این نویسندگان کلماتش را تزیین میکنند! لطف بفرمایید به این جامعه افسرده و پریشان گی ها یاد بدهید چگونه می توان برادر یا فرزندانتان را به گی تبدیل نمود!!! آخر این بدبختها عاشق این دگرجنسگراها که می شوند از این کارها بلد نیستند ، به ناچار می بینند مسیر زندگی آنها فرق میکند در خودشان می ریزند و خودشان را تباه می کنند!

در پارگراف "مجاهدین جلق" تاسف عمیق خود را از اینکه ما همجنسگرایان را به مثابه دشمن فرض نموده اید و با کلمه رکیک جلق( که اگر از طرف ما بود کمتر از سنگسار جوابش نبود! ) نوشته های بی ارزش خود را معنادار کرده اید، اعلام میکنم
.

در سایت بازتاب هم خبری بود با عین این جملات که جریان خاصی!! با تبلیغات سعی در اغوا و گمراه کردن جوانان دارد!! جالب است این وجه تشابه!؟ ما جریان خاص هستم یا جنابعالی و همفکران حکومتی؟! بازهم ردپای عوامل! داخلی و خارجی!
هر بیسوادی این موضوع را دیگر اکنون می فهمد که همجنسگرایی مثل یک بیماری نیست که مسری باشد و بتوان دگرجنسگرایان را به همجنسگرا تبدیل کرد آخر
!
همان بیسوادها می دانند که همجنسگرایی تنها گرایش است نه گناه است نه قابل تعویض یا ترمیم. یک فرد دگرجنسگرا، ما اگر خودمان را جر هم بدهیم به یک همجنسگرا تبدیل نخواهد شد و برعکس .کسی هم چنین فکر ابلهانه ای نکرده است. گمان می برید که ما از سوراخ آسمان افتاده ایم پایین؟!

درست حدس زده اید..چون ما واقعا مظلوم واقع شده ایم...نگران نباشید عزیزان ... به مقعد شما و فرزندانتان کسی چشم ندارد. ما به این نیاز نداریم ..به کمی فهم و درک عقلای جامعه نیاز می باشد.

در پاراگراف " ما خشن نیستیم جونی!" نویسنده به صراحت با ادای لهجه و کلمات سخیف خود و حالت ادا درآوردن به حالت مسخرگی ، دید و بینش خود را نسبت به همجنسگرایان مطرح نموده است. آقای عزیز اولا که همه همجنسگرایان اوا نیستند و این نشان از بیسوادی شما نسبت به وجود طیفهای گوناگون در این زمینه هست.

اما فکر میکنم برای یک انسان (آنهم به قولی نویسنده و روزنامه نگار و جزوی از جامعه!!!) احترام به انسانیت دیگران و دوری از اعمال بچه گانه مربوط به سنین طفولیت! لازم می باشد. در ضمن لغت گی بازی از فرهنگ همانهایی درآمده است که به قول شما می گویند اونت میخاره! و درکشان از عدم عقب ماندگی به اندازه یک سوراخ است!

در پاراگراف"شجاعت از پایین تنه" از شکستن قبح!! گفتید!

روزگاری جاهلین عرب دختران خود را زنده بگور که می کردند هرگز متوجه زشتی عمل خود نبودند . این به صورت یک سنت احمقانه جاری بود... اکنون چنین است..شما به قول خودتان روشنفکر ، ظاهرا با مشعل آغشته به نفت این روشنی را نگاه داشته اید..آقا جان لامپ خیلی وقت است اختراع شده. اون بالا رو یه تکون بدی مشکلت حله. اون وقت می فهمی که قبحی نبوده که بشکنه...تار و پود تاریک اندیشی بوده تمام این مدت که نمی گذاشته درک کنی حقیقت را.

آقای نیک آهنگ کوثر گفتند که با همجنسگرایان تعامل و مدارا دارند اما مشکلشان اینست که این مساله جا بیفتد!! باعث خوشبختی است که ایشان معتقد به تعامل و مدارا هستند. ما چیز بیش از این نخواستیم.اما دقیقا ما(منظورم از ما طیف همجنسگرایان می باشد نه فمنیستها نه مجاهدین ونه هیچ گروه و دسته ای!) دقیقا باید و می خواهیم که این موضوع را مطرح کنیم و جا بیندازیم وگرنه چگونه دیگران می خواهند و می توانند با این نوع طرز تفکر و دیدگاه با ما تعامل کنند؟! زمانیکه ما را در حد متجاوز! تصور می کنند! 

در "جهل مدرن" لابد بنده هم باید بگویم تو بیخود میکنی اینجا در بلاگت می گویی من یک دگرجنسگرا هستم! بیخود میکنی اسم نویسنده روی خودت میگذاری! آقا تو انگار با علم اصلا مشکل داری که هنوز از مشعل استفاده میکنی!؟ فقط گیر میدی که چرا در میان ما ها دکتر و روانشناس و جامعه شناس و مهندس و نانوا و نویسنده و روزنامه نگار و دانشجو پیدا میشود!!...میدونی چرا ؟! چون ما وجود داریم. از ابتدا بودیم ، هستیم و خواهیم بود. کور هست آنکس که نتواند دید!!

در پایان ، چگونه از دل آنها که خون دادند خبر داری؟! چطور جرات می کنی خود را خداگونه مسلط به آنان بدانی که چه به انها گذشته؟! از کجا میدانید که چند نفر از همانها که در میدان نبرد خونشان بر زمین ریخت گرایش به همجنس نداشتند؟! از کجا میدانید که آنها که آرمان گرا بودند و در کنج زندانها جان دادند، حالی همچون امروز ما نداشتند؟!

مشکل بزرگ من در حال حاضر خلط همجنسگرایی با فمنیسم و مجاهدین و ... است!
فمنیست ها آنهم افراطی و مجاهدین خلق به ما همجنسگرایان چه مربوط؟! ظاهرا علت اصلی حمله ناصر خالدیان نیز مطرح شدن مسائلی از سوی آنان بود! جالب است که ما خودمان از این موضوعات بی خبریم و نمی دانیم در حمایت از ما چه گفته اند! شما هم که دقیقل کاری را میکنید که ارگان قضایی حکومت نسبت به شما انجام داد! دیدگاه شما را محکوم نمود چون مثلا صدای آمریکا از شما طرفداری کرد!
بهتر است اگر ابهامی وجود دارد از خود ما سوال شود. ما هنوز به حد انسجام نرسیده ایم هنوز بسیارند همجنسگرایانی که به دلیل عدم شناخت کافی از خود که مهمترین عاملش همین دیدگاه و قوانین جامعه  و خانواده نسبت به آنهاست اقدام به خودکشی و قطع زندگی خود می کنند و یا تحت فشار همین جامعه به ازدواج اجباری روی می آورند بلکه از این مهلکه بیرون روند که برعکس فشارهای روانی این عمل آنها را خرد کرده و شاهد زندگی های از هم پاشیده می شویم!
و مشکل بزرگ دیگر ما اینست که عامه مردم ما را منحرف یا هوسخواه جنسی! می دانند! و درکی از گرایش ندارند.بله علم ناقص بشر امروزی هنوز نتوانسته است این موضوع را اثبات کند و دلیلی برای آن بیاورد همانطور که وجود روح را نتوانسته اثبات کند! پس جماعت مومن و دیندار کاسه کوزه را جمع کنند چون علم وجود روح و زندگی پس از مرگ را نتوانسته اثبات کند! ما بمانیم انشااله 200 سال دیگر اگر علم توانست جهشی کند و بگوید اینهاش! ما هم هورا بکشیم و بعدش نفس! میخواهید نفس نکشیم؟! می خواهید نفس کشیدنمان را تعریف کنید؟!
حالا ما هرچه فریاد بزنیم که عین حس عشقی و جنسی(هردو) که شما به جنس مخالف دارید،همین حس در درون ما تعبیه شده است حالیشان میشود مگر! و همانطور که شما نسبت به همجنس خود کششی ندارید ما نیز نسبت به جنس مخالف خود کششی نداریم. اما چه کسی گفته ما به این دلیل فمنیست هسیتم؟! آزادی فقط نه برای من است نه برای او و نه برای آن! برای همه ماست. چه دگرجنسگرا،همجنسگرا چه مرد و چه زن.

ما را دشمن خطاب کردید حال آنکه همجنسگرایان هموراه در تجمعات خود پرچم صلح را در کنار پرچم رنگین کمانی می افراشتند. رنگین کمانی از جریان زندگی،شادی،دوست داشتن.

 آزادی بیانمان را در همین خلوتگاه وبلاگهایمان با کلمات وقیحتان مورد تهاجم قرار دادید. جسممان در زیر سنگهای تفکرات پوچتان شکسته بود،با قلمهای زهرآگنتان روحمان را هم در شکستید.

مهم نیست....مهم آنست که اکنون هر کس بر سر جای خود نشسته است. شما اکنون خود واقعی را نشان دادید.

ما هم ، همچنان هستیم.

2 نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 12:54  توسط کیوان  |