تبليغاتX
کوچه به کوچه
کوچه به کوچه
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم . . .
یک عکس و چند ذهنیت!

وقتی این عکسو گرفتم و بهش خوب نگاه کردم دیدم کلی حرف و داستان توشه! یعنی هرکدوم از این ۲ تا شخصیت دارن تو ذهن خودشون نسبت به اون یکی چه فکری می کنند؟!!

جوجو و میمی یه روز یه دیت گذاشتند تا همدیگه رو بعد از کلی چت کردن ببینند!!

۱.  جوجه: واااااای! این میمی چه خوشگله! تایپ خودمه! بخورمشششش! رنگ سبزشم که با اسکیت هام ست هست! جیگرشو!

    میمون: واا! این جوجو چه بد ریخته! آوو! چه بدرنگ هم هست! اصلا ازش خوشم نیومد! باید یه جور بپیچونمش!

 

۲.  جوجه: آه آسمان چه زیباست! هوا دلپذیر است! چقدر همه چیز عاشقانه است! چه گرمایی دارد تن این میمی! دلم میخواهد ساعتها سر بر شانه اش بگذارم و او را بنگرم!

   میمون: اوووووف! چه سکسی نشسته! پاهاشو هم داده بالا لامثب! بهش پیشنهاد بدم بریم خونه خالی!  جوووووووووون!

 

۳. جوجه: میمونه چه مشنگ میزنه! یه کم اسکولش کنم کمی بخندم رو حال بیام! فکر میکنه نفهمیدم داره زیر چشمی منو میپاد!

  میمون: جوجو قرطی! حالا میخواد واسه من کلاس بذاره با اسکیت و کلاهش میاد ! تو میخوای واسه من پز در کنی؟! همچین پوزتو بزنم که دیگه هوس این سوسول بازی ها به سرت نزنه! فکر میکنه من نفهمیدم خودشو زده به اون راه !

...

و داستان عکسهای ما چگونه است؟!

 

2 نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:36  توسط کیوان  |