تبليغاتX
کوچه به کوچه
کوچه به کوچه
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم . . .
آهای آهای کبوترها

                   شاپرکها، قاصدکها

آهای نسیم رهگذر

                   ای مرغک شانه به سر

ای گل سرخ ، اقاقیا

                    نسترنها، شقایقها

ای کوچه های پرنفس

                    پنجره های در قفس

آیا از او شنیده اید؟

                    او را به جایی دیده اید؟

او را که با من آشناست

                     در خلوتم اوج صداست

 

 

 

 

 

 

 

 

2 نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 21:40  توسط کیوان  | 

اگه فهمیدین من چی گفتم!

اول یه چیز در مورد خودم و شیوه نگارشم بگم!

من به شدت معتقدم کلمات و ترتیب و نگارش آنها بیانگر حالات شخصیتی نویسنده است. از نظر من آنکه بسیار رسمی و جدی تصورات ذهنی خود را به رشته تحریر در می آورد در برخوردهای روزانه خود نیز اینچنین شخصیتی از خود بروز می دهد. آنکه ادبیاتی می نویسد نیز محاوره ای اینچنینی دارد.آنکه از اسمایلی ها و شکلکها استفاده میکند طبعا روحیه ای شوخ و سرزنده دارد. هر حالتی و کارکتر شخصیتی اما در نوع خود قابل توجه است.

و سبک نگارش من...من دوست دارم ساده و راحت ،بدون درگیر کردن خود با کلمات و کش و قوس دادنشان و همسو با روحیه طبیعی خود،همانگونه که در محیط های اجتماعی خویش هستم،بنویسم. نه سنگین ،نه ادبیاتی، نه فیلسوفانه ! دوست دارم مطالبم روح شاد و  Funny  داشته باشد همانگونه که روح خودم را اینگونه پرورش میدهم و هستم.  زمانی که من می نویسم به این نمی اندیشم که خوانندگان وبلاگ من تنها یک قشر یا یک رده سنی هستند. اینگونه فکر می کنم که هر فردی در هر رده ای می تواند سهمی در برداشتهای شخصی من داشته باشد، پس دوست دارم بتوانم چون یک دوست صمیمی ، راحت و ریلکس و رو در رو با خواننده ام ،سخن بگویم.

خب...حالا هم یه مطلب به نظرم اومد و تو ذهنم چرخید که شاید خیلی مسخره به نظر بیاد و هیچ نتیجه خاصی هم نشه ازش گرفت...نمی دونم ولی فقط تو ذهنم بود...بذار بیاد بیرون ...یه وقت دیدی از توش مثل تخم مرغ شانسی، یه چیز با فنر!! زد بیرون! 


 p=>q , q=>r خب به ما گفتند كه در اين صورت p=>r !

p نتيجه مي دهد q را و q هم نتيجه مي دهد r را پس p نتيجه مي دهد r را ! اين يك رابطه منطقيه ، اما...

اگه p شخص q رو دوست داشته باشه و q هم شخص r رو دوست داشته باشه،معنيش اينه كه p ميتونه r رو دوست داشته باشه؟!....يا خفن ترش اين رابطه با اون شكلهاي جهتدارش!!! عين يه رابطه سكسي ميمونه!!!  ...ظاهرا p بايد تاپ واسه q باشه! و q هم كه واسه p ، بات شده از اون طرف واسه r تاپ شده! خب پس معلوم شد كه پوزيشن q ورستيل هستش!  ولي 2 تا چيز معلوم نشد! كه آيا P دلش ميخواد تاپ r هم باشه و r میتونه بات واسه اون بشه؟!  .... واينكه آیا اينا دارن سكس 3 نفره انجام ميدن؟!!  معلوم نیست که؟!! آخه اصلا به شما چه تو کارای خصوصی مردم دخالت می کنید!؟

حالا تصور کن معادله ۲ طرفه و برعکس هم باشه ، دیگه اونجا میشه فهمید کی به کیه!؟ تو این سکس گروپها فکر کنم بشه کتانژانت هم گرفت بعد مجذورش کرد اون رابطه رو!

خب عاشق پیشه ها می تونند از اون مثال قسمت   Love  قضیه مساله رو حل کنند ، سکسی هاش هم از مثال حالت دوم! گفتم که من هوای همه رو دارم!!

 

راستی...من حوصله جبر و ریاضی رو ندارم ، بی خیال این مساله بشین حالا!

 

2 نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 22:46  توسط کیوان  |