تبليغاتX
کوچه به کوچه
کوچه به کوچه
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم . . .
Alien

نوشتم بابا! نوشتم! به خدا خیلی گرفتارم،نوشتن هم انرژی میخواد که باید از شماها بگیرم که می گیرم،پس بیایید با هم بریم تو این کوچه خلوت بغلی!

حقیقتش موضوعی دیگری در ذهنم بود که میخواستم در مورد اون بنویسم اما با توجه به مسائلی که این اواخر مشاهده کردم رفتم تو همین کوچه خفنه که اونجا از اون کارا ! می کنند!

خب اول من یکی دو خط درباره دیدگاه خودم نسبت به سکس گی ها بگم،چون در مطالب پایین دارم اشاره میکنم پس میخوام بدونید که من چطوری میبینم. سکس از نظر من لذت بردن جسمی و روحی ۲ طرفه هست. مهم نیست که کی در چه موقعیت یا Position ای قرار می گیره! کی بالاست و کی پایینه! T ، B یا V بودن کشکه! مهم بودن ۲ نفر در سکس با همدیگر هست. لذتی که به یکدیگر می دهند ، نه لذتی که می برند. اینو اول گفتم که وقتی اون پایین دارم یکسری انتقادهایی رو میگم بدونید که به نوع سکس کاری ندارم.(این جزئیات در مورد سکس دگرجنسگرایان یا استریت ها صدق نمی کند،لطفا بیخود زور نزنید!  )

این دفعه طرف صحبت من بیشتر با گی های کم سن و سال و اونهایی که در ابتدای راهند ، هست.

همین پسرای ناز و خوشگل و معصوم Teen age رو میگم که ماشاله همه! دوستشون دارند!

چندین مورد رو شنیدم و مشاهده کردم یا تعریف کردند ، پسرهایی که تازه به گی بودنشون پی بردند! و اونهایی که هنوز که هنوزه پی نبردند!

دوستای گلم،پی بردن به هویت خود آدم یک شبه نیست و نمیشه. چقدر آدمهایی رو دیدم و هنوز می بینم که اول استریت بودند بعد متوجه شدند که از اول گی بودند ، بعدش یهو فهمیدند بایسکشوالند،الان هم در قالب یک ترانس رفتار می کنند!!!

اول از همه شناخت گرایش خودمون نیاز به تفکر و تعمق،یادآوری گذشته،رفتارهامون و مشاوره با آگاهان به مسائل هست. من هنوز فکر میکنم نمیشه به سادگی بین گرایشات مرز گذاشت و به اون به صورت یک طیف نگاه میکنم اما به هر حال قواعد بشری تعریف و مرزبندی میکنه! فقط باید به درونمون رجوع کنیم و ببینیم اون چی میگه. نه بابای من،نه اون رفیق من،نه اون وبلاگ نویس،نه اون که تو خیابون ازش شماره گرفتم،نه معلم دینی کلاسم! هیچکدوم راهی به درون پر تلاطم من ندارند...من خودم،خودم رو بهتر از هرکس میشناسم...مگه نه؟

جایی مطلبی از پسری رو می خوندم که از خاطرات سکسی اش تعریف میکرد که فقط علاقه به سکس با پسرها رو داشت تا اونجا که فهمیده بود حتی به شدت به Slave شدن و حالت بردگی در سکس تمایل داره،ولی لابه لای متنش چندین بار اشاره می کرد که "..از اونجاییکه من یک گی نبودم..." !!

از اون طرف یه دوست کم سن دیگه با غرور میگه به تازگی متوجه شده که یک گی هست و بنابراین در عرض چند روز بیشتر از تعداد اون روزها سکس کرده!! اونهم هارد سکس!!

خب این دوستای گل من با خودشون درگیرن و تا وقتی درگیر باشن اصلا نمیدون چی میخوان و صحیح چیه و چه باید بکنند ؟!...در حقیقت ، اونها دقیقا خودشون رو فراشوش کردند و تنها ملعبه ای برای لذت بردن دیگران شده اند!!

اشتباه نکنید. من نه میخوام سکس رو زیر سوال ببرم و نه گی بودن افراد رو. میخوام بگم واقعا بدونیم بعد پشیمون نشیم از هر دو جهت، چه اونها که هنوز گی نمی دونند خودشون رو یا از این اصطلاحات و عناوین فرار می کنند و گمان می کنند با پنهان شدن پشت عنوان دیگری جز این می توانند حقیقت را از خود پنهان کنند و احساس می کنند این نوع کلمات مناسب شان اونها نیست. این تنها یک معنی میده و اون پذیرش دیدگاه تحقیرآمیزی هست که نسبت به مفاهیم و اصطلاحات به وجود اومده و تعریف شده .  یعنی ما چون فکر میکنیم بعضی ها مثلا در مورد گی ها چطوری فکر می کنند،پس خودمون رو تو این گروه حساب نمی کنیم تا بهمون برنخوره یا دچار مشکلی نشیم! من میگم برعکس وظیفه ما هست که شخصیت اصلی ما رو که مورد قبول و تحسین اطرافیانمون هست در قالب پذیرش حقیقت وجودیمون نشون بدیم، یعنی بگیم اینکه می بینید همونی هست که هستم. دیدگاههای نادرست محیطمون رو ما باید درست کنیم، نه دیگران.

 

یکسری دیگر هم که از هول حلیم می افتند در کجا؟! من چه میدونم!

اون دوستی که به محض پی بردن به هویت گی خود ، سریع ارتباط جنسی آنهم به صورت هارد با دیگرانی که هرکدام را به اندازه نصف روزی می شناسد، برقرار می کند شاید از این سکس به قول خودش لذت برده باشد،اما بیشتر از آن تنها وسیله ای شده است جهت لذت بردن یک موجودی چون من که تنها به فکر تخلیه فیزیکی خود است...تخلیه انباشتهای روحی برای آنها که اهمیت ندارد. حالا جنبه امنیت و بهداشتی قضیه بماند که امیدوارم حواسشان به این مهم هم باشد!

هر فردی هرگونه که باشد قطعا شخصیتی در خور خود دارد،خودتون رو دست کم نگیرید و به این راحتی و عجولانه خودتون رو در اختیار کسی قرار ندید. هویت شما یعنی همه چیز شما.

حالا حتما به من میگید برو بابا! ولمون کن بگذار حالمون رو بکنیم!

اتفاقا من میگم برین حالتون رو بکنید تا اینکه دیگران با شما حالشون رو بکنن!

 هرچیزی و هرکاری درستش و سنجیدش خوبه خصوصا سکس.

سکس و لذت بردن بخشی از گرایشات آدمی هست چه همجنسگرا،چه دگرجنسگرا. اینکه من بگم ای وای کلاه رفتم سرم  و من چرا دیر فهمیدم گی هستم و باید جبران مافات کنم و به تعداد روزهای از دست رفتم جبران کنم و این حرفها،بیشتر فرد رو در آینده عقب خواهند انداخت،چون نگاهش به گذشته هست به جای اینکه جلو و آینده رو ببینه...

اینها که گفتم نه نصیحت بود نه اندرز، درد دلهای خودمونی من بود با دوستای گلم.

خب حالا حتما خیلی ها هم از این حرفام خوششون نمیاد آخه ممکنه بازارشون رو کساد کنم! پس من از الان بگم اگه عین کارتون پلنگ صورتی یک پیانوی گنده از طبقه ۱۷ یه ساختمون دقیقا رو کله من سقوط کرد و منو تبدیل به تخته سه لا کرد! یا منو از همون ساختمون پرتاب کردند پایین و گفتند خودش، میخواست از اون بالا شیرجه بره رو پلنگ صورتی و باهاش سکس کنه! ولی افتاد رو آسفالت و پهن شد!! بدونین مسئول مرگ من! اسپانسرهای چت روم ها هستند!!! چون کلی وقت و هزینه واسه آگهی های تبلیغاتی دارند صرف می کنند!...پس باور نکنید من خودمو کشته باشما !!!!! 

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 21:33  توسط کیوان  |