تبليغاتX
کوچه به کوچه
کوچه به کوچه
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم . . .
گذری به آینده

سوال دوستی بهانه ای شد برای طرح این مطلب که مدتها بود در کنکاشهای ذهنی ام به آن فکر میکردم... من در سالهای دورتر چگونه خواهم بود؟ آیا همینگونه هستم و می اندیشم که اکنون؟!

باید حالتهای مختلف را بررسی کنم...

اگر تنها بمانم...در اینصورت آیا همانند همجنسگراهای سن بالایی که اکنون مشاهده میکنم،خواهم شد؟! آنچه اکنون میبینم یک استیصال است،یک فرار از خود!

اینکه این بندگان خدا چگونه به وسایل گوناگون،خصوصا پول سعی می کنند به خواستهای درونی خود برسند و یا در چت همواره در حال دروغ گفتن در مورد خود هستند و با عکسهای دروغین،سن دورغین سعی در جلب توجه مخاطب دارند،...آنجا دیگر خود نیستند! از خود فراری...آنانکه تحت فشار خانواده تن به ازدواج اجباری داده اند و یا آنانکه از این مهلکه گریخته اند، اما به دلیل نبود شرایط محیطی و فرهنگی مناسب،در پس زمان گم گشته اند.....و متاسفانه این دروغ پردازیها راهکاری برایشان در پی نخواهد داشت جز همان استیصال.

اگر من تنها بمانم،نمی خواهم اینگونه باشم و نخواهم بود...مطمئنا دیدگاه و تفکر و آگاهی هایی که اکنون ما به واسطه ارتباطات جهانی داریم ، برای نسلهای پیشین وجود نداشت. آنان در شناخت خود و هویتشان با مشکلات بیشتری روبرو بودند.

سنتها و فرهنگهای خانوادگی در زمان کنونی نسبت به گذشته تغییرات محسوسی داشته است، البته از نظر فراوانی به دلیل پراکندگی قومیتها نمی توانم آنالیز کاملی داشته باشم،اما در شهرهای بزرگ به هر حال شاهد رشد آگاهی ها هستیم.

پس من سعی خواهم کرد به جای فریب همجنسگرایان کم سن و جوان و ارضاء خواستهای درونی خود،آن زمان که بر این نکته آگاه هستم که جذبه جنسی یا عشقی برایشان نخواهم داشت،بهتر است کمکی باشم برایشان در رسیدن آنان به خواسته هایشان،چراغی روشن کنم(از شمع پیش رفته تر!!  ) در کوچه های شهرشان تا به راحتی از آن گذر کنند...

... و اگر من تنها نباشم و بتوانم به خواسته های خود مبنی بر داشتن شریکی ثابت جامه عمل بپوشانم،در پایداری آن رابطه تلاش خواهم کرد.

متاسفانه شاهد تفکری در جامعه هستم که می پندارد ارتباط منسجم و پایدار بین ۲ همجنسگرا نمی تواند دوام داشته باشد!

نگاهی به زندگی یک زوج دگرجنسگرا بیاندازیم...یک دختر و پسر جوان در ابتدا به دلیل کششهای عشقی و جنسی به یکدیگر تمایل پیدا میکنند، اما حس جنسی و عشقی میان آندو در طول زمان و با بالا رفتن سن کاهش پیدا خواهد کرد(به طور طبیعی) ولی این باعث نمی شود که ۲ زوج نسبت به یکدیگر بی علاقه شوند چرا که حس های دیگری نظیر وابستگی ، عادت و علاقه ، اتوماتیک وار جایگزین حسهای قبلی می شوند و شاید آنها را متکامل تر هم بکنند و بر خلاف تصور رابطه همچنان ادامه خواهد داشت (بحث طلاق هم که در همین چهارچوب قرار میگیرد.)

پس زندگی ۲ زوج همجنسگرا هم می تواند چنین ترکیبی داشته باشد...موضوع فقط درک متقابل به یکدیگر است و متناسب بودن و پذیرش هر ۲ نفر برای یکدیگر.

اینکه عده ای تنوع طلبی همجنسگرایان را یادآوری میکنند ، باید متذکر بشوم که تنوع طلبی مختص همجنسگرایان نیست ، مربوط به کل جنس بشری است خصوص دگرجنسگرایان.

کسی منکر نمی شود که دگرجنسگرایان حتی پس از ازدواج به نسبت بیشتر به افراد مجذوب دیگر غیر از همسر خود توجه دارند و بعضا حتی تنوع طلبیشان در حد همجنسبازی! هم پیش می رود!

ولی در این میان به دلیل تعهد قانونی که میان ۲ زوج جاریست قطعا مبارزه درونی در آنها وجود دارد برای غلبه بر خواستهای متنوع درونیشان که این پارامتر به دلیل مقید نبودن همجنسگرایان ، اراده کافی را در آنها ایجاد نمی کند مگر آنکه خود بخواهند.

...

پس در هر ۲ حالت، ما همجنسگرایان راه دشواری در زندگی خواهیم داشت...همواره باید در تلاش باشیم و بر خود غلبه کنیم ...

 

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 22:27  توسط کیوان  |