بی خیال این پست...
وقتی چند روز پيش ديدم در عين ناباوری عمومی که فيلم "کوهستان بروک بک" که داستان عشقی ۲ پسر گاوچران به یکدیگر است و بعنوان یک فیلم با مضمون همجنسگرایانه، در تاریخ سینمای جهان کولاک به پا کرده است را برنده قطعی بهترين فيلم اسکار ميدانستند، فيلم "تصادف" که در مقایسه با این فیلم از درصد احتمال برنده شدن خیلی پایینی برخوردار بود به اين عنوان برگزيده شد،افسردگی گرفتم!
تحليل منتقدين اين بود که اسکار بدليل ملتهب!! بودن مضمون فيلم کوهستان و عدم آمادگی همه کشورها برای پذیرش چنین مضمونی، حاضر به ريسک! انتخاب اين فيلم نشده است!!
اين فاجعه است،مگه نه؟! يعنی هنوز آدمهای اين قرن در حد درک انسانهای اولیه هم قادر به فهم واقعيتهای پیرامونشون نيستند و عين شترمرغ! کلشون رو کردند زير خاک!...حالا گلوشون پر خاک شده ها ، ولی چون نمی خوان اون مخشون رو بکار بندازند همونجوری دارند خاک می خورند!
جالب اينجاست که تحليلگران ميگفتند که به طور معمول جایزه بهترين فيلم و بهترين کارگردانی به يک فيلم و کارگردان تعلق می گرفت و در اين اسکار به رغم تعلق گرفتن جايزه بهترين کارگردانی به کارگردان فيلم کوهستان، جايزه فيلم به تصادف تعلق گرفته است!
يکی می گفت تا همينجاش شاهکاره که کوهستان رو نامزد اسکار کردند و تا اينجا پيش اومد! اما برای من اينکه انتخاب يک فيلم برگرفته از حقيقتی برای بخشی از ساکنان اين کره خاکی آنهم در اين قرن و در ميان ادعاهای دموکراسی خواهانه َ ریسک! قلمداد شود، غير قابل درک و باور است...
خيلی سخته!
خيلی سخته که دوست داشته باشی بگی دوستش داری ، اما ميدونی که اگه بگی ، شايد ديگه دوستت نداشته باشه!
خيلی سخته انتظار داشته باشی دوستت داشته باشه ، اما ميدونی که اگه بخوای ، شايد ديگه نتونه دوستت داشته باشه!
خيلی سخته که با یه کنترل از راه دور ، تصويرتو برفکی کنند تا فقط ازت صدا دربياد! تلويزيون يه دستگاه سمعی بصريه! بحثش از راديو جداست!!
خیلی سخته که اگه بری ، فراموش میشی و اگه بمونی ، شاید تکراری!
خیلی سخته . . . اما من میخوام سختی بکشم ، همیشه خواستم سختی بکشم...
ايکاش ...
زخم گوله های برف واقعی باشه . . .